ویستاباد

وبلاگی ست در حوزه ی فرهنگ و تاریخ ایران، خواهش دارم برای دیدن نوشته های من عناوین مطالب راکلیدبزنید.

درباره من
دوست آن است که در نهان آیین دوستی را رعایت کند. امام علی
نویسنده محمد حسین فروغی
---نام این تار نما از نام ویست بر گرفته شده است که پیشینه آن به دوران ماد ها بر می گردد. واژه ی «ویس» از تشکیلات آریایی گرفته شده و به معنی روستا است. آریایی ها کوچکترین واحد اجتماعی را نمانه به معنی خانواده ، جمع چندین خانواده را ویس، جمع چندین ویس را زنتو به معنی شهرستان و جمع زنتوها را دهیو به معنی کشور و قلمرو می خواندند.تحقیقات باستانشناسی اخیر بر روی تپه مرکزی ویست نشان داده است که قدیمی ترین اثر باستانی منطقه گلپایگان و خوانسار در ویست و مربوط به دوران اشکانی است که اخیرا در فهرست آثار ملی ثبت شده است. این روستا در دوران پیش از انقلاب رونقی حیرت انگیز داشت و اکنون پس از یک دوران پر رنج که با بی مهری برخی مسئولین کم تجربه واقع شد و قناتهای پر آبش به خشکی گرایید، شاید به طرف ویست آباد حرکت کند و من آینده ای بس درخشان برای آنجا آرزو دارم.

روستای ویست که اکنون حدود پنج هزار نفر سکنه دارد و شهر خوانده شده است زادگاه من است . اگر شهر های گلپایگان و خوانسار را در زوایای یک مثلث متساوی الاضلاع قرار دهیم زاویه سوم این مثلث به طرف جنوب گلپایگان و غرب خوانسار دقیقا روی ویست قرار می گیرد این شهر با صفا مرکز پنج روستا ی نه چندان کوچک دیگر است که جمعا در گذشته به نام پشتکوه خوانده میشدو تا سالهای اولیه بعد از انقلاب از نظر تقسیمات کشوری تابعه گلپایگان بود و آن زمان که خواستند خوانسار را به شهرستان تبدیل کنند با ضمیمه کردن منطقه پشتکوه امکان شهرستان کردن خوانسار فراهم شد.

آب و هوای ویست به خاطر واقع شدن در دل پیشکوههای زاگرس خوب و ییلاقی است سد گلپایگان و تفرجگاه دربند ـ که اکنون دهانه تونل انتقال آب از سرشاخه های دز به قمرود در آن واقع است ـ در فاصله ی کمی از ویست واقع است . بیشتر ویستی ها کشاورزند و عمده محصول آن گندم جو سیب زمینی و تنباکو است عمده محصول باغی ویست هم انگور است که شهرت انگورش تا اراک و اصفهان هم رفته است.

مردم ویست اما مهربان و صمیمی و مذهبی و از این جهت شهره اند. از این ناحیت کسان زیادی به تهران و قم و اصفهان کوچیده اند که در مشاغل دولتی و بازرگانی فعالیت می کنند.

صاحب این تارنما دست تمنا به طرف تمام ویستی ها دراز کرده از آنان راهنمای می خواهد تا در همدست شدن و همرای شدن متفق شویم و
دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد
این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره ، این خاطره ها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی ست
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
نشانی الکترونیک(را یانامه)من:
vistygol@yahoo.com
نويسنده :فروغی
تاريخ: جمعه پنجم اسفند 1384 ساعت: 7:0
تاريخ: هفت سين ، هفت شين يا هفت چين 
بازدید کننده ی گرامی به صفحه ی ویستاباد خوش آمدی خواهس دارم صفحه اصلی را هم بازبینی کنید.
     
     سخن در باره ی هفت سین نوروزی که ایرانیان با علاقه بر سر سفره ی نوروز خود می گذارند و جزء آداب حتمی خانواده ها است بسیار مشکل است . زیرا این آداب به مرور زمان دستخوش تغییرات شده اند و یافتن اصل حقیقت مشکل است. ایرانیان با اعتقاد به تقدس عدد هفت - که امروز هم باقی است- هفت چیز بر سفره ی نوروزی خود می گذاشتند. تا یاد هفت امشاسپند مقدس و پاک را گرامی بدارند. خوان نوروزي هفت پايه اصلي دارد كه هفت سين خوانده مي شود و چيزهايي را شامل مي شود كه نخستين حرف آنها سين است. هر چند برخي از افراد در هفت سين بودن آن شك كرده اند و مي پندارند كه بعد از حمله اعراب و ايجاد تغييرات ديني در ايران ، اين سفره هم دچار دگرگوني شده است. ولي بر اساس اسناد تاريخي اين ادعاها واقعيت ندارند.
براي مثال آنها مي گويند ايرانيان پيش از اسلام ، هفت شين داشتند و بر سر خوان نوروزي شراب و شهد مي گذاشتند. ولي هر دوي اين واژه ها عربي هستند و ايرانيان اگر قرار بود شراب بر سر خوان نوروزي بگذارند بايد هفت ميم مي داشتند. چون معادل فارسي شراب ، مي است.

برخي ديگر گفته اند كه ايرانيان پيش از اسلام به جاي هفت سين ، هفت چين داشتند و مواد خوان نوروزي را بر روي هفت ظرف چيني مي گذاشنتد. اما گويا آنها فراموش كرده اند ، ايرانيان باستان تماس مستقيمي با چين نداشتند و حتي در برخي از كتاب هاي قديمي واژه كينيان را به جاي چينيان بكار برده اند كه بيشتر منظور اهالي سمرقند بوده است.
اين سفره هفت سين به ياد امشاسپندان برپا مي شود.

هفت امشاسپندانAmahraspandan :
۱- Ohrmazd (هرمزد) اهورامزدا : به معني سرور دانا است. از آنجايي كه نزد ايرانيان باستان هر يك از گل ها و درختان ويژه يكي از امشاسپندان (به معني پاكان جاويدان) است پس درخت مورد (ياس زرد) كه هميشه سبز و خرم است ويژه هرمزد بوده و يك شاخه از آنرا سر سفره نوروزي مي گذاشتند.

۲- Wahman وهومن : به معني انديشه نيك است. ياس سفيد گل ويژه بهمن ماه است پس شاخه اي از آن زينت بخش گلدان سفره نوروزي مي شد.

۳-Ardwahishtارديبهشت : سومين روز فروردين ماه ارديبهشت (اشاوهيشته يا ارئه وهيشته)است كه به (چم ) معني بهترين پاكي و راستي است. از آنجايي كه آتش سوزانندهء تمام پليدي ها و روشني بخش است پس بر سر سفره نوروزي هميشه آتشداني افروخته گذاشته مي شد. چون گل مرزنگوش ويژه ارديبهشت ماه است پس آنرا بر سر خوان نوروزي قرار مي دادند.

۴- Shhrewar شهريور : چهارمين روز فروردين ماه است. واژه شهريور (خشتره وئيريه) به معني شهرياري آرزو شده يا كشور جاوداني است. اين امشاسپند نگهبان فلزات و دادگري است.

۵- Spandarmad سپندارمزد : روز پنجم فرودين ماه سپندارمزد (اسفند) است كه به معني عشق و فروتني پاك (پارسايي) است. اسپند نشانهء وفا و بردباري است و بيدمشك گل ويژهء اوست.

۶- kHordad خرداد : روز ششم فروردين ماه خورداد يا خوردات (هئوره تات) ، به معني كامل ،بي كاستي و رساست. گل سوسن ويژه اين امشاسپند است.

۷- Amurdad امرداد : هفتمين امشاسپند امرداد (امرتات) است. امشاسپند امرداد نگهبان گياهان است و هميشه همراه خرداد (نگهبان آب) است. گل ويژهء آن زنبق است.

هفت سين

سبزه نودميده : سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج ها است ، در قابهاي گرانبها سبز مي كردند. در كاخ پادشاهان 20 روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر مي آوردند و بر روي هر يك از انها يكي از غلات را مي كاشتند ، خوب روئيدن هر يك از آنها را به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را مي چيدند و به نشانه بركت و باروري در تالار پخش مي كردند.

خانواده ها معمولا سه قاب از سبزه ها را به نشانه هومت ، هوخت و هورشت بر خوان مي نهادند و بر روي آنها گندم ، جو و ارزن كه خوراك اصلي مردم بود سبز مي كردند. رنگ سبز آنها رنگ ملي و مذهبي ايرانيان بود و خوان نوروزي را زينت مي بخشيد. سبز شدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر اين باورند كه فروهر نيكان باعث باليدن و سبز شدن دانه ها به هنگام بهار مي شود.

سمنو : از جوانه هاي تازه رسيده گندم ساخته مي شد از آنجايي كه فروهرها باعث روئيدن گياهان و جوانه زدن آنها مي شوند ، خوردن اين جوانه هاي بارور سبب نيرومندي و باروري در تمام سال مي گردد.

سنجد : يكي از ميوه هايي است كه در خوان نوروزي گذاشته مي شود. چون بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگي است كه از مقدمات اصلي تولد و زايندگي است ، پس وجود آن نشانه اي از زايش كيهاني است.

سيب : روستائيان سيب را در خمهاي وپژه اي نگهداري مي كردند و پيش از نوروز به يكديگر هديه مي دادند. سيب با زايش هم نسبت دارد. بدين صورت كه اغلب درويشي سيبي را از وسط نصف مي كردو نيمي از آن را به زن و نيمه ديگر را به شوهر مي داد. بدين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايي رها مي شد.

سكه زرد و سفيد :نمادي از امشاسپند شهريور كه نگهبان فلزات است و بودن آن بر سر خوان موجب بركت و سرشاري در آمد انسان مي گردد.

اجزاي ديگر خوان نوروزي :
۱- آتشدان : آتشدان كه از آتش خاندان مايه مي گرفت در همه آيين هاي مذهبي بكار مي رفت و بايد در ميان خوان نهاده مي شد و دانه هاي مقدس اسپند به همراه چوب هاي خوشبو در كنار آن جاي داشت.

۲- ماهروي و برسمBarsom : ماهروي همان برسمدان است. به علت اينكه تيغه هاي نگهدارنده برسم ها شكل هلال ماه است. از اين رو آنرا ماهروي مي نامند. شاخه هايي كوتاه از انار ، بيد ، انجير و زيتون را به دارازاي سه بند مي برديدند و آنها را به تعداد سه ، هفت ، دوازده يا بيست و يك بر سر خوان در ماهروي جاي مي دادند. برسم را معمولا بر سر خوان غذا هم قرار مي دادند و نماد بركت گياهي بود. دسته اي از آنرا پيش از خوردن غذا بدست مي گرفتند و آفرين مي خواندند. در دوره ساسانيان براي اينكه خوان شاهان شكوه بيشتري داشته باشد اين تركه را از زر (طلا) مي ساختند و به آنها زرين تره مي گفتند. كم كم برسم هاي فلزي به آيين هاي ديني هم راه يافت.


۳-كتاب مقدس : چون جشن نوروز يك جشن ملي بود هر خانواده اي مي توانست مذهبي ويژه خود را بر روي خوان نوروزي بگذارد. در دوران ساسانيان كتاب اوستا را بر سر سفره مي گذاشتند و پيش از فرا رسيدن سال نو قسمت فروردين يشت آنرا كه مربوط به فروهرهاي شاهان ، پاكان ، پارسايان ، دلاوران و شهسواران است ، مي خواندند. امروزه نيز مسمانان و كليميان قران و تورات بر سر خوان نوروزي ميگذارند.

۴- كوزه آب : كوزه آب كه توسط دختران نو رسيده از زير آسياب ها پر مي شود با زيتني از گردن بند بر سر خوان نوروزي قرار مي دادند. امروزه به جاي كوزه از تنگ هاي كوچكي استفاده مي شود كه سبزي بر روي آنها سبز كرده اند و تنگ را با روبان هايي مي آرايند.

۵- نان : نان نمادي از بركت است. در دوران ساسانيان نان هايي را به اندازه كف دست بود ، مي پختند و آنها را كه درون Dron مي ناميد بر سر خوان نوروزي مي گذاشتند. گاهي بر آنها آ‏فرين مي خواندند و آنها را بركت مي بخشيدند. امروزه ظرفي از نان يا نان سنگك بزرگي بر روي سفره قرار مي دهند كه در آيين زناشويي هم اين كار انجام مي شود. گاهي بر روي نان با دانه هاي كنجد « مبارك باد » مي نويسند.
در دوران ساسانيان بر گوشه هاي خوان نوروزي مي نوشتند « افزون باد » يا « افزا باد » كه موجب بركت خوان در همه سال مي شد. اين واژه ها را بر روي سكه هاي ساساني نيز ضرب مي كردند تا بركت پول را افزايند.

۶- شمعدان : در دو سوي آتشدان شمعدان هاي گرانبها يا چراغ هايي مي نهادند و آنها را مي افروختند و اين نشاني از دنياي فروغ بي پايان بود كه جايگاه فروهران است. نور و روشنايي در مراسم مذهبي از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. زيرا دنياي روشنايي قلمرو اورمزد و هر جا كه نور و آتش باشد ، اهريمن را بدان جا راهي نيست.

۷- شير : شير تازه دوشيده شده نمادي از غذاي نوزاد كيهاني است. زيرا بر اساس اسطورهاي آفرينش انسان در گهنبار
همس پت ميديم گاه يعني در روز 365 سال آفريده شده است. بنابراين در جشن زايش ، آدميان نيز به شير نياز دارند. شير در مراسم مذهبي مقدس شمرده مي شود و گاهي آنرا با عصار گياه هوم در مي آميختند. پنير تازه هم كه از فرآورده هاي شير است و داراي انديشه باروري است بر سر سفره نوروزي قرار دارد. پادشاهان ساساني در بامداد نوروز از خرمايي كه درون كاسه شير ريخته مي شد به همراه پنير تازه مي خورند كه بركت افزا بود.

۸- تخم مرغ : انواع سفيد و رنگين آن بايد زينت بخش خوان نوروزي باشد. چون تخم و تخمه نمادي از نطفه و نژاد است و در روز جشن تولد آدميان تخم مرغ تمثيلي از نطفه باروري است كه بزودي بايد جان بگيرد تا زايش كيهاني انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادي از آسمان و طاق كيهان است. ميترا نيز بنابر اسطوره از تخم كيهاني بوجود آمد.
در روستا ها رسم بر اين است كه يكي از تخم مرغها را بر روي آيينه مي گذارند و اعتقاد دارند كه در هنگام تحويل سال وقتي كه گاو آسماني كره زمين را شاخي به شاخ ديگر خود مي افكند ، تخم مرغ بر روي آيينه خواهد جنبيد.

۹- آيينه : از نظر واژه شناسي از ريشه ادونك Advenakبه معني شكل و ديدار آمده است. در نخستين روز نوروز كه انسان كيهاني بر اثر آميختن فروهر مينوي با نيروهاي ديگر شكل مي گيرد ، بايد نماد آن در خوان نوروزي باشد تا شكل پذيري آسان گردد. از اين رو يك آيينه را در بالاي خوان نوروزي و آيينه را در بالاي خوان نوروزي و آيينه ديگر را زير تخم مرغ مي گذارند.

۱۰- ماهي: اسفند ماه در برج حوت ( ماهي ) است و به هنگام نوروز برج حوت به حمل (شتر ) تحويل مي شود ، از اين رو نمادي از آخرين ماه سال در خوان نوروزي گذاشته مي شود. علاوه بر آن ماهي يكي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن در سفره نوروزي باعث بركت و باروري در سال نو مي گردد. خوردن غذاي ماهي در شب عيد هم به همين دليل است.


۱۱-انار : از مقدس ترين درختان است. مردم به تك درخت انار نزديك زيارتگاه ها و بالاي تپه ها و كوه ها دخيل مي بندند و تركه هاي انار را به عنوان برسم مقدس در آيين بدست مي گرفتند. شكل غنچه و گل انار مثل آتشدان است و هميشه مقدس شمرده مي شد. پردانگي انار هم نماد بركت و باروري است.


۱۲- گل بيدمشك : نمادي از امشاسپند سپندارمزد و گل ويژه اسفند ماه است.

۱۳- نارنج : نمادي از گوي زمين است و هنگامي كه در ظرف آبي نهاده شود نمادي از زمين در كيهان است. گردش آن هم بر روي آب نمودار گذشتن برجهاي دوازده گانه و تحويل سال است.


۱۴-دانه هاي اسپند : اسفند از واژه اوستايي Spanta به معني مقدس گرفته شده است. امروزه در خانواده ها براي دفع چشم زخم بر روي آتش پاشيده مي شود. دانه هاي اسپند به رشته كشيده زينت بخش خانه هاي روستايي است.
بر سر خوان نوروزي چيزهاي ديگري مثل شيريني و نقل كه نماد شيرين كامي است و آرد كه نمادي از بركت است ، گذاشته مي شود.

-----------------------------------------
با سپاس فراوان از تارنمای عرب ستیزی
گیرشگاهها :
۱-كتاب جهان فروري /دكتر بهرام فره وشي
۲- جشنهای کهن ایران/دکتر پرویز رجبی
۳- نوروز تا نروز/دکتر کوروش نیکنام


دوستان
ابزارک هاي وبلاگ