چهارشنبه دوم مرداد 1387
چینی نازک تنهایی سهراب هم ترک خورد
چینی نازک تنهایی سهراب هم ترک خورد
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید،عکس تنهایی خود را در آب،
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
"هیچ تقصیر درختان نیست"
مدتی پیش به مشهد اردهال رفتیم از پانزده سال پیش تقریبا هر سه -چهار سال یک بار به آنجا رفته بودم این بار هم خیلی چیز ها عوض شده بود صحن و سرا ها را گسترش دادند وسایل رفاهی و خدماتی و نقشه ی شهرک مشهد و خیلی چیزهای دیگر عوض شده بود اما گور سهراب نه تنها از آن تنهایی و بی سر و سامانی خارج نشده بود بلکه به گمانم تنهاتر هم شده بود
آدم اينجا تنهاست و در اين تنهايي
سايه ناروني تا ابديت جاري است
دروغ است اصلا نارونی هم نبود اگر آن تابلویی که چندین متر آن طرف تر بر سینه دیوار نصب شده نبود پیدا کردن گور سهراب هم لابه لای آن همه آهن و سازه و صحن و سرا سخت می شد. بالاخره نرم و آهسته به سراغش رفتیم همان سنگ قدیم و نوشته ی ساده زیر باران ! اما نمیدانم چرا این سنگ مزار که اتفاقا از نوع سنگ چینی هم هست ترک برداشته بود . خب کاملا طبیعی است در یک فضای آزاد و آن هم در زیر باد و باران و برف و سرما و گامهای رهگذرانی که خیلی هاشان به اهمیت این شاعر دلسوخته و تاثیر گذار بر نسل های امروزی آشنا نیستند شکستن آن سنگ به هر صورتی باشد اتفاق می افتد .اما چرا این همه بی مهری؟
پشت هیچستان بود
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصد هايي است
در فرو دست انگار کفتری می خورد آب!
سهراب را چه اندازه می شناسیم؟ یک جستجوی ساده ی اینتر نتی هزاران صفحه را برای شما می آورد بی اختیار شعر حافظ را فرا یاد می آوری که گفت :
بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی در سینه های مردم عاشق مزار ماست
حقیقت هم این است که امروز سهراب به خوبی میان نسل های نو شناخته شده است.
تا شقایق هست زندگی باید کرد. ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک چه در زیر درخت .
آب را گل نکنیم... و خیلی دیگر از گفته های او امروز نقل مجلس است و چه فایده های تربیتی و اجتماعی که از آن بر نخاسته است خودتان دقت کنید به کتابهای درسی رسانه های گروهی و کتابها و محافل ادبی و اجتماعی و ببینید سهم سهراب چقدر است و در برابر آن تابلویی هم در مسیر کاشان تا اردهال و حتی دهکده اردهال و مجموعه ی آن زیارتگاه هم نیست تا به زایران جمعه ی دوم مهر( مراسم قالی شوران )از قلب مهربان سهراب و اندیشه او بگوید البته بنده سر گلایه دارم و نمیخواهم فقط از شعر و زندگی سهراب بگویم به خاطر میآورم شعر مولانا را که فرمود:
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده اکنون همانیم
بنده می پرسم اگر ما ایرانی هارا به مرده پرستی متهم می کنند و معمولا شخصیت هایمان را بعد از مرگ تجلیل می کنیم اما این گزینه در مورد سهراب عمل نشده او در زندگی ناشناخته و بعد از مرگ هم ناشناخته ماند در حالی که سهم او در ادبیات ما کم نیست . حد اقل آقای محمد حقوقی اشعار او را خوب معرفی نمود و کتابهای سهراب به چندین زبان ترجمه شده اند اما باور کنید خیلی از همراهان گروه ما نمیدانستند که گور سهراب در این مشهد اردهالی است که می رویم.
زندگی او ترکیبی از شرق و غرب است جای پایی از سفرهای هند و شرق آسیا و نیز از غرب در اندیشه ی او پیداست زندگینامه ی سهراب از پایگاههای اینترنتی چنین گزارش شده است:
سهراب سپهری پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان ( ۱۳۱۹ ) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان ( خرداد ۱۳۲۲ ) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران ( خرداد ۱۳۲۴ )، در آذز ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام « مرگ رنگ » انتشار داد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان « زندگی خواب ها » منتشر کرد. آنگاه به تاسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا ( فرهنگ و هنر ) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله ی « سخن » به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود. از آن جمله است:
- سفر به ایتالیا ( وی از پاریس به ایتالیا می رود )؛
- سفر به ژاپن ( توکیو در مرداد ۱۳۳۹ ) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می شود؛
- سفر به هندوستان ( ۱۳۴۰ )؛
- سفر مجدد به هندوستان ( ۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر )؛
- سفر به پاکستان ( ۱۳۴۲، تماشای لاهور و پیشاور )؛
- سفر به افغانستان ( ۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛
- سفر به اروپا ( ۱۳۴۴، مونیخ و لندن )؛
- سفر به اروپا ( ۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش )؛
- سفر به امریکا و اقامت در لانگ آیلند ( ۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک )؛
- سفر به پاریس و اقامت در « کوی بین المللی هنرها » ( ۱۳۵۲ )؛
- سفر به یونان و مصر ( ۱۳۵۳ ).
سهراب سپهری مدتی در اداره ی کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۷۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس هنرکده ی هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه ی مشاغل دولتی به کلی کناره گیری کرد.
آثار سهراب در دو بخش نقاشی و شعر باقی مانده است نقاشی های او عمدتا در مجموعه هاست و آن طی 20 سال از سال 1337 در نمایشگاهها ارائه شد شنیده ام که اخیرا صحبت هایی برای جمع آوری آنها در یک موزه ی اختصاصی شده است. شعر سهراب زودتر از نقاشی او گل کرده بود او از سال 1330 که نخستین مجموعه شعر خود را منتشر کرد تا 37 سال بعد یکسره در این وادی بود اما بهترین کارهای او مربوط به دهه 40 است.
در سوم اریبهشت 1358 اما سرانجام سرطان کار خودش را کرد وسهراب آسمانی را تا دنیای زیبای نقاشیهایش بدرقه کرد.بدن او را دوستدارانش در مشهد اردهال دفن نمودند.شنیده ام و امید دارم درست نباشد این که برا ی محل دفن سهراب بگو مگو هایی هم پیش آمده بوده است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است
دوشنبه بیستم خرداد 1387
قانون و قضاوت در دوران هخامنشیان(بخش دویم)
انواع گناهها و جنايات و مجازات هر كدام
جنايات و گناهها تخلفات اجتماعي و فردي هستند كه انسانها نسبت به قوانين داخلي كشور خود و يا نسبت به معتقدات مذهبي انجام مي دهند. معمولا در هر ناحيه براي پيشگيري از جرم از يك سو و به عنوان پشتوانه قانون از سوي ديگر، مجازاتهايي در نظر گرفته مي شد.در ايران عصر هخامنشي كه مردمش از اقوام متنوع بوده و از "دات" شاهي وحشت داشته اند
دنباله را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
دوشنبه بیستم خرداد 1387
قانون و قضاوت در دوران هخامنشیان
درآمد در ایران بجز مهر رخشنده نیست پلیدی اگر هست پاینده نیست
عصر هخامنشی افتخار آمیز ترین دوره ی تاریخی کشور ایران است که وسعت جغرافیائی کشور ایران به نهایت خود رسیده است.کورش و داريوش پادشاهان هخامنشی باگسترش فتوحات خود در غرب و جنوب غرب و شمال غرب وشرق منحنی قدرت سیاسی و وسعت جغرافیایی را در این سلسله تا سطح یازده ملیون کیلومتر مربع یعنی حدود ۷ برابر ایران کنونی بردند که در دورانهاي بعدی از آن بالاتر نرفت. پادشاهی کورش اگر چه مملکت را وسعت داد،ولی پادشاه مهم دیگری یعنی داریوش شاه ضمن گسترش اين كشور، با ارائه قوانینی توانست آن مملکت را نظم دهد،چون اقوام مختلف در این مملکت زندگی می کردند و هر کدام با دین و روش سیاسی مختلف،آنهم با امکانات ارتباطی ضعیف آنروزها کار مشکلی بود در حفظ این مملکت سیاست خوب در رسیدگی به امور دینی و حقوقی مي توانست نقش بسیار موثری داشته باشد و از آنجا که دادگري نسبت به افراد مي تواند در انقیاد و اطاعت مردم نسبت به حکومت مرکزی موثر باشد پس قوانین عصر هخامنشی که نسبت به ملت های زیر سلطه خود با دید تساهل می نگریسته است در حفظ حکومت هخامنشی موثر بوده است.
هخامنشیان در هر منطقه از قوانین محلی آنجا برای رتق و فتق امور استفاده می کردندو آنها را درامور مذهبی آزاد می گذاشتند،آنها از دروغ پرهیز می کردند و مجازات دروغگو را کمتر از مجازات قاتل نمی دانستند نکات جالب در چگونگی اثبات جرم و چگونگی مجازات کردن است آنزمان هم کارهای خوب افراد مي توانست عاملی برای تخفیف جرم باشد.آخرین قاضی شخص شاه است و همه این کارها درپیش برد اوضاع تجاری و مالی و اجتماعی آن زمان موثر بود بنابراین است که ما آن دوره را عصر طلایی در تاریخ کشورمان میدانیم. بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
شنبه هجدهم خرداد 1387
بزرگداشت معلمین و گزارش سفارشی
در آن باغی که دارد جلوه ی طاووس هر زاغی همان بهتر ، که باشد زیر پر سر بلبل
در اواسط اردی بهشت 87 تقریبا همزمان با روزهایی که به مناسبت سوگواری و شهادت استاد مطهری برای معلمین بزرگداشت می گیرند بزرگداشت ويژه ای از سوی اهالی تلویزیون برگزار شد که تا حدودی خارج از انتظار بود. از آنجا که این موضوع از نظر بنده یک بازی خطرناک با فرهنگ ایران است آن را به نقد کشیده و قضاوت نهایی را به شما واگذار می کنم.
ماجرا از این قرار بود که در یکی از برنامه های خبری 20:30 شبکه 2 مجری برنامه با لحنی حق به جانب گفت: امشب به جای گزارشات ویژه یک گزارش ویژه ی ویژه داریم آنگاه با پخش یک موسیقی دلگیر کننده و صورتی کاملا احساسی آقای نجف زاده آمد و گفت: دوستان ! امشب میخوام شما را به دیدن علی کوچولو ببرم اما نه اون علی کوچولوی قدیم بلکه علی کوچولویی که از دست معلمش کتک خورده و فلج شده و بعد ماجرای علی را به تشریح بیان کرد و گفت: خوب است معلمینی که هر از گاهی برای حقوقشان دست به اعتصاب می زنند این ماجرا را هم ببینند!
بنده بر این خبر چند اعتراض دارمو اعتقاد دارم این خبر سفارشی و برای تضعیف جایگاه معلمین در افکار عمومی است و دلایلی دارم که ذیلا به برخی از انان می پردازم.
ادامه مطلب
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
شکر به خوزستان بردن
شكر به خوزستان بردن
ايران ما يكي از نادر ترين كشورهايي است كه مردمانش خيلي از مقاصد خود را به زبان مثل بيان مي كنند . همه ي ما زيره به كرمان بردن را شنيده ايم . اما بد نيست بدانيم مثل هاي : شكر به خوزستان بردن ، شيره به ملاير بردن ، چغندر به هرات بردن ،گز به اصفهان بردن ، خرما به بصره بردن هم از اين گونه اند .
اين مقدمه ي نامربوط را براي يادداشت هاي سفر خوزستان خود نوشته ام كه ذيلا مي خوانيد، سفر نوروزي امسال ما به خوزستان بود اين سرزمين را شكرستان هم خوانده اند از قرار معلوم از قديم الايام اين سرزمين توليد كننده شكر بوده و كارگاههايي كه در حفاريهاي شوش از دل حاك بيرون آمده اند گواه اين مطلب اند نقاشي هاي به دست آمده در بناها و ظروف هم گواه مطلب اند. خوزستان مركز تمدن ايلام قديم است . كرانه هاي كارون سكونتگاه مناسبي بود براي ساكنان اوليه ي اين سرزمين تا از همسايگي خود با مردمان ميانرودان بهره گيرند و صاحب تمدني شوند كه همان زمان هم مورد حسادت اقران بود و آخرالامر هم به كينه ي آشوريان با خاك يكسان شد.
ادامه مطلب
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
تاریخ ایران باستان و ستمدیدگی آن
آمد از پرده به مجلس عرقش پاك كنيد
تا نگويند حريفان كه چرا دوري كرد
باز هم اين مثنوي تاخير شد . آنانكه نزديكترندعلت را مي دانند و آنانكه نميدانند چه بهتر!
چند زماني است كه به مناسبتي ويژه در ذهن خود پرورانده ام تا از ستمديدگي تاريخ ايران باستان بنويسم .آنها كه باتاريخ ايران آشناترند خوب مي دانند اين مظلوميت تا به اندازه اي رسيده است كه گاهي سبب مقاومت منفي در برابر تمدن و ارزشهاي كنوني جامعه نيز شده است .
ادامه مطلب
جمعه هفدهم اسفند 1386
چهارشنبه سوری
آتش چهارشنبه ی پایانی هر سال شور انگیز است و عشق
به آن در این زندگی شهری زمینه ی مزاحمت را فراهم کرده است آنانی هم که می کوشند آن را با فن نوین و ترقه زنده نگه دارند بیشتر مزاحم مردم اند و این هردو اکنون برای زندگی شهری جدید خارج از ادب پاک ایرانی است کاش می شد تا بی خطر این مراسم به پا داشته می شد این روزها گاه و بیگاه از این آتش و پیشینه ی آن می پرسند دوستداران این مهم به این جا بروند.
جمعه هفدهم اسفند 1386
مرز پر گهر
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
ما از تبارافراطيم
بحثي پيرامون تغيير كاركردهاي عاشورا
با مرگ معاويه در اواسط سال 60 هجريِِ پسرش یزید قدرت را گرفت. معاويه پيش از اين کوشده بود تا ازتمام بزرگان و روسای قبایل براي فرزندش بيعت بگيرد اما از قرار معلوم
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
دكتر شهيدي هم شهيد شد

ادامه مطلب
شنبه یکم دی 1386
چرخ ولگرد
شايدشنيده ايد كه ميگويند شاعران زبان مردم اند و آنچه درد مردمان است بر زبان آنان جاري ست راستش را بخواهيداين دومين شعري بود كه از ستمي كه بر زنان ايراني ميرود خوانده شد و برايم دلچسب بود . شعر اول را از آقاي مسعود سبزواري در همين وبلاگ آوردم و اينك شعر زير را از افشين علا بخوانيد:
يك دست ، طفلش در آغوش در آن يكي نان گرفته تا چادر از سر نيفتد
آن را به دندان گرفته
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
گذري بر سير شعر اجتماعي در ايران پس ازاسلام
اكثر اشعار شاعران ما اجتماعي است آنان زبان گوياي رنجهاي مردمان خود بوده اند.به اين شعر رودكي - كه او را پدر شعر پارسي مي خوانيم -نگاه كنيد !مگر چيزي جز احساس وطن پرستي كه يكي از نشانه هاي شعر اجتماعي است در آن مي يابيد؟
بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همي
ريگ آموي و درشتي هاي او زير پايم پرنيان آيد همي
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
شاعري و پیامبری
پرده ي رازي كه سخن پروري ست سايه اي از پرده ي پيغمبري ست
پيش و پسي ساخت صف كبرياء پس شعرا آمد و پيش انبياء
( نظامي)(1)
نظامي گنجوی شاعري را نوعي پيامبري ميداند ، اگر حقيقت را بخواهيم بيراه هم نيست ، شاعران هاديان بشر و راهنمايان مردم اند اين امر چه در گذشته و چه اكنون قابل تامل و بررسي است . شما به آثارفردوسي ، حافظ ، سعدي و مولوي يا هر شاعر مشهور ديگر نگاه كنيد . اصلا راه بهتري هم وجود دارد
ادامه مطلب
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
حس زيباي مشاركت اجتماعي در انسانها
انسان اشرف مخلوقات خداوند است ونفحه اي از زيبايي و زيبا پسندي كردگار توانا را با خود به همراه دارد. كسي چه مي داند شايد از همان روزهاي نخستين زندگي اش در اين كره ي خاكي به زيبايي هاي اين جهان دل بست ، روح زيباپسندش او را به خلق زيباييها گرايش داد. جريان موزون و منظم جهان او را به سمت آفرينش نقشها و سخنهاي زيبا هدايت نمود .
ادامه مطلب
سه شنبه دهم مهر 1386
سالروز مرگ قهرمان
اگر از جهان شکوه ها می نماید منوچهری آن شاعر دامغانی
مرا ناله پیوسته از جهل باشد نه از اختر و گردش دهر فانی
ترا جهل بیچاره و خوار کرده مرو بی جهت در پی بدگمانی
امروز شصتمین سالروز مرگ قهرمان است
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
برگي از تاريخ معاصرايران و آن روي سكه
به نام خدا
به دست من امروز جز اين قلم نيست باري خدمتي مي كنم! بيهقي
مدت كوتاهي است كه آقاي خسرو معتضد اين مورخ پركار معاصر علاوه بر برنامه هاي صبحانه ي شبكه۲ برنامه ي ديگري نيز با كمك همكارانش درهمان شبكه با نام برگي از تاريخ معاصر ايران دارد. وقت اين برنامه درست بعد از اخبار 20:30 با آن اجراي ويژه است و مخاطبان ويژه اي نيز بالطبع آن را گوش مي دهند.
آقاي معتضد را بيش از 20 سال است كه ازراه كتابهايش ميشناسم اولين كتابش را به نام "پليس سياسي دوران رضاشاه" در دوران دانشجويي خواندم خسرو معتضد كه امروز ۶۴ ساله است
ادامه مطلب
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
مشروطه ي ايراني هم 101 ساله شد
صدو يك سال به اين سالها!!!
زلف معشوق پريشان ز پريشاني ماست خانه مخروبه و ويرانه ز ويراني ماست
نقشه ها گر غلط افتاد نرنجيم از كس كاين عمل منبعث از غفلت و ناداني ماست
شكوه تا چند نماييم ز بيداد رقيب درد اينجاست كه جانانه ي ما جاني ماست
زاهدي مست به ميخانه سحرگه مي گفت: رونق كفر زتفريق مسلماني ماست*
تقريبا 101 سال از صدور فرمان مشروطه گذشته است . بحث مشروطه اكنون تازه به حوزه ي تاريخ پيوسته و علماي تاريخ در مورد آن ديدگاههاي نويني ارايه مي كنند. چندين سال پيش بود كه دكتر فريدون آدميت كتابي در مورد فكر دموكراسي در ايران نوشت و تا سالها بعد يكه تاز ترين تحليل در باره ي مشروطه بود . امروزه هم كتاب دكتر ماشالله آجوداني با نام مشروطه ي ايراني نگاه نو تري به اين موضوع انداخته است. در اين كتابها به ريشه ي مشروطه خواهي در ايران پرداخته شده است چيزي كه اغلب ايرانيان نياز دارند تا آن را خوب بدانند . موضوع مشروطه در يك نگاه از سه زاويه مهم قابل بررسي است . زاويه ي نخست زمينه ها ي آن است. در بعد ديگر چگونگي آن قابل دقت نظر است و زاويه ي سوم آن تاثيرات اين حادثه بر حوادث بعدي ايران است.
ادامه مطلب
شنبه سیزدهم مرداد 1386
صدو يك سال به اين سالها!!!
در چهاردهم امرداد ماه سال ۱۲۸۵ فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه صادر شد و ماده تاریخ ان هم " عدل مظفر" = ۱۳۲۴ ق ساخته شد اکنون ۱۰۱ سال از این رویداد تاریخی میگذرد نوشتاری به همین منظور تهیه کرده ایم که به تمامی ایرانیان حقیقی تقدیم میشود .![]()
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
بازهم در مورد زبان آذری و آذربایجان
از مجموع تحقيقاتي كه تاكنون در مورد زبان مردم آذربايجان (اعم از زبان ديرين يا زبان كنوني) به عمل آمده است، نتايج زير گرفته ميشود:
1- مردم آذربايجان در گذشته به زباني كه يكي از زبانهاي ايراني (يا لهجهاي از لهجههاي زبان ايراني) بوده، سخن ميگفتهاند و ما اين را «زبان آذري» ميناميم.
ادامه مطلب
جمعه بیست و دوم تیر 1386
كتابخانه عمومي ويست
زندگی رویا نیست
زندگی زیباست
می توان بر درختی تهی از بار زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
می توان از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هردوبیزار از این فاصله هاست
داستان كتابخانه در ويست قصه ي طولاني است .
ادامه مطلب
جمعه هشتم تیر 1386
اندر حکایت فیلم سی صد
شخصي بد ما به خلق مي گفت ما از بد او نمي خراشيم
ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم
فيلم "سي صد"! هم آمد و جولان داد و رفت .
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
اكنون كه احساسات در مورد اين موضوع فروكش كرده است بياييد به اين موضوع نگاهي دوباره بيندازيم يادم هست همان روزها يكي از شاگردانم با احساسات تمام گفت : نميشه ما هم يه فيلم مثل آنها درست كنيم و موقعيت آنها را مسخره كنيم؟ فورا پند سعدي در باب چهارم بوستان در خاطرم آمد كه بخشي از آن چنين است :
سگي پاي صحرا نشيني گزيد به خشمي كه زهرش زدندان چكيد
ادامه مطلب
شنبه دوم تیر 1386
بارگاه ابولولو در کاشان تعطیل شد.
گرمسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بو د فردایی
خيلي خوشحالم كه بعد از يك دوره غيبت صغري اولين پستي را كه ميگذارم خبري در مورد توجه حكومتيان به يكي از گلايه هاي قديمي ويستاباد است اينجانب در اردیبهشت ۸۵با عنواني به نام " بوش میاد که بوش میاد" موضوع تعصبات مذهبي را مورد انتقاد قرار داده و از علم شدن مكان ناشناخته اي به نام قبر ابولؤ لؤ در كاشان و تبديل آن به زيارتگاه و تبليغ و چاپ كتاب و گرفتن تاييد علما در ارتباط با اين مكان انتقاد كرده بودم البته بنده در همان زمان عكس سر در بارگاه ملكوتي حضرت ابولولو! را هم گذاشتم و مستندات كتابي آن را هم در منزل دارم . اين موضوع مورد اعتراض اهل تسنن بود و زمينه اي براي تلقين روحيه ي تعصب در جوانان شيعه . امروز در اخبار موثق به نقل از روزنامه ي اصفهان زيبا -كه تاريخ آن را راوي هم به طور دقيق نمي دانست كه در خرداد يا نيمه ي دوم اردي بهشت 86 باشد -شنيدم به نقل از آيه اله تسخيري نوشته اند: در پي اعتراض برخي از كشورهاي اسلامي در مورد اين مكان در كاشان تحقيق شد و مشخص گرديد كه اينجا قبر يكي از عارفان است و ارتباطي هم با ابولولو ندارد و بنا بر اين قبر ابولولودروغي تعطيل شد . البته ننوشته بود تكليف كساني كه زيارت كرده و نذر كرده اند چه ميشود آيا مي توانند نذورات را پس بگيرند يا نه!
به هر روي برخي از دوستان نيز اشاره كردند كه وقتي براي تفريح به كاشان رفته بودند آن مكان تعطيل بوده است. بنده در عين حال شنيدم كه اين موضوع بسته شدن بارگاه ابولولو با برخي مقاومت ها هم روبرو شده است اما به همت دولت در سال وحدت ملي اين مكان تعطيل است و جز اين هم انتظار نمي رفت.![]()
آن دل كه پريشان شود از نغمه ي بلبل
در دامنش آويز كه در وي خبري هست
![]()
دوشنبه هفتم خرداد 1386
بافت قالی بدون نقشه در ویست
ادامه مطلب
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386
مشكلات درس تاريخ در ايران
هر كه نا مخت از گذشت روزگار هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
با توجه به گسترش علوم در قرون معاصر و شاخه شاخه شدن آنها در جهان ممكن است پرسيده شود آيا تاريخ و نگرشهاي تاريخي هم توسعه پيدا كرده است يا نه ودر صورتي كه پيشرفتي در نگرشهاي تاريخي حاصل نشده اشت ـ كه اين چنين هم هست ـ علت آن چيست؟ مقالة حاضر به بررسي بخشي از مشكلات اين علم در مقاطع آموزشي كشور ايران با توجه به شواهد ميپردازد و كوشش بر دستهبندي كردن اين مشكلات است.
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
گنجينه ي كرمان
خيلي ها براي تعطيلات نوروزي سفر به مشهد، شمال و يا جنوب را انتخاب كردند شايد در سفر به جنوب هم مسير خود را از كرمان انتخاب كردند اما من به صورت ويژه سفر خود را براي ديدار از كرمان برنامه ريزي كردم چون اولا اين قسمتها را كمتر ديده بودم و در مرحله ي دوم دوست مي داشتم آثار كرمان و جيرفت را بيشتر بشناسم.
صبح روز هشتم حركت كرديم اصفهان هم مثل همه جاي ايران باراني و احتياط شرط اول سفربودتا نايين مه بود اما از آن پس هوا نسبتا خوب شد ازيزد كه گذشتيم باز باران بود و شدت آن ما را به اتراق در رفسنجان مجبور كرد.
صبح روز نهم در هوايي كاملا بهاري به سوي كرمان مي راندم تقريبا تمام مسير باغهاي پسته در كنار جاده پيدا بود . ورودي كرمان قابل ملاحظه و جذاب بود احترام به محيط زيست و درختكاري آن را زيبا كرده بود. مثل همه جاي كشور راهنمايان نوروزي و پليس امنيتي فراوان بود . در اول قدم مكان مناسبي را تهيه كرديم آنگاه راهي ديدار شديم آن هم ديدار از شهري كه در هر سفري كه به آنجا داشته ام بدنم از ياد آوري جنايات آغامحمد خان مي لرزد. كرمان را قبلا هم ديده بودم اما نه به اين ديده ي خريدار،
ادامه مطلب
سه شنبه هفتم فروردین 1386
بیستون را عشق کند ...
| |||||||||||||||||||
چهارشنبه یکم فروردین 1386
سال وحدت ملی
مدتها بود که نیاز به چنین سخنانی و تاکید بر وحدت ملی احساس می شداز سالها پیش دشمنان ایران موجودیت ایران را نشانه گرفته و می خواهند آن را نا بود کنند این قصه از افسانه ها شروع و تاکنون ادامه دارد جنگ سلم و تور با ایرج و جنگهای غرب ضد شرق. انگاری ایران نوک پیکان حملات غرب است تازگی هم اعراب را با تمام قوا بسیج کرده اند و از همه نوتر این فیلم جنجالی است البته فرهنگ توهین آمیز جوک علیه قومیتهای ایرانی - که هر روز هم با اس ام اس گسترش می یابد - جای خود دارد سال قبل من از همین تارنما اعلام خطر کردم : بی سابقه است که در عرض ۹ ماه سه حادثه ی بزرگ ملی داشته باشیم ولی هیچکس گوش نداد من در مقاله آذربایجانُ و خلیج پارسی گفتم ولی کو گوش شنوا !امیدوارم این سال نهضتی برای شناخت ایران شروع کنیم![]()
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
این دعای داریوش بزرگ را با هم زمزمه کنیم
خداوندا! این کشور را از دشمن، دروغ و خشکسالی حفظ کن![]()
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385
شادباش نوروزي
![]()
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385
حكمت هفت سين
حكمت هفت سين
وقتي به دستاوردهاي تمدن ايراني نگاه ميكنيم در حقيقت متوجه كهن بودن و د ر عين حال غريب بودن همين گذشته ي درخشان ميان ايرانيان مي شويم همين چند روز بود كه براي چندمين بار شاهكار زنده ياد علي حاتمي را در فيلم حاجي واشنگتن مي ديدم داستان فيلم تكان دهنده است و متن گفتاري آن مثل همه ي كارهاي حاتمي پرمايه و جان دار. غرض آن كه در اين فيلم سفير ايران مي گفت : نميدانم ما ايراني ها داراي تمدن كهن هستيم يا كهنه؟ راستش را بخواهيد در اين ايراني كه ما زندگي مي كنيم و بعضي ها هم جسته و گريخته از گذشته ي آن اطلاع دارند بايد بگوييم تمدن ايراني براي ايرانيان امروز غريب است كسي هم به فرياد ما نمي رسد
ادامه مطلب
جمعه چهارم اسفند 1385
كشور خدايان
سلام بر دوستداران حقیقت و یاران ویستاباد. میدانم گله مندید چون مدتی این مثنوی تاخیر شد. اما اگر بدانید من در این مدت مشغول تکمیل خانه نو و انتقال به آنجا بودم ـو صد البته مشکلات صاحبان حرف و ابزار سخت مرا در خود پیچیده بودـ شاید خوشحال شده و مرا ببخشی
